حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

آخرین مطالب

یه هفته 

شایدم دو هفته‌س که با هم‌اتاقیام به مشکل خورده‌ام 

حرف نمی‌زنیم 

آدم به حسابشون نمیارم 

و اونا هم همین روند و پیش گرفتن 

مشکلی ندارم 

راضیم 

 

دیروز تولد فاطمه بود 

تو کافه تولد گرفتیم 

خیلی خوش گذشت 

خیلی مسخره بازی درآوردیم 

 

این ماه خرجم خیلییییی شده 

یعنی کفگیرم خورده ته دیگ 

نه اینکه ته تهش 

ولی از اون حد اطمینانی که باید ته کارتم باشه 

خیلی خیلی کمتر شده 

تازه بازم خرج دارم که بکنم  ⁦:')

 

داره به سرم می‌زنه برم استخر 

از آخرین باری که رفتم استخر ۱۱ سال بیشتر می‌گذره 

با بچه‌ها قراره برنامه کنیم بریم 

 

کسی فردا نمیاد با من بریم سینما؟ 

 

دوست داشتم خونمون بودم هی می‌رفتیم بازار این روزا 

هی می‌رفتیم بازار این روزا 

 

دیگه همینا 

​​​​​

​​​​​​

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۰۱ ، ۱۹:۳۷

گفته بودم بالاخره خونه پیدا کردیم؟ 

و برای اولین بار رفتیم که مستاجر بشیم

به جز صاحب‌خونه‌ش بقیه‌ چیزاش خوبه خدایی 

دوست داشتم خونه‌مون بودم کمک می‌کردم و جمع و جور می‌کردم :(

بابامو زور می‌کردیم خرت و پرتای قدیمی رو بفروشه 

بعد می‌رفتیم خرید و چیزای جدید می‌خریدیم 

خوشگل می‌چیدیمشون 

اتاقم دیگه دکور نداره 

و قصد خرید میز و آینه و دراور و اینا هم نداریم کلا 

البته قبلی هم دکور نداشتا 

جای کامپیوتر بود که چون کامپیوتر خودش روی میز جدا بود اونجا شده بود دکور اتاق من 

نکنه یه روز یادم بره خونه مون چه شکلی بوده :(

 

بذارین خواب دیشبمم تعریف کنم 

دیشب خواب دیدم ممنوع‌الورود شدم به دانشگاه 

بعد هی می‌خواستم برم دعوا کنم هی راهم نمی‌دادن به دانشگاه

بعد هی می‌گفتم بابا من اصن اون وسط رفته بودم اینا رو جدا کنم 

این همه آدم اونجا بودن منو باید ممنوع‌الورود کنین آخه 

بعد توی پورتالم بزرگ قرمز نوشته بود تعلیق 

صبح که گوشیم زنگ خورد قطع کردم گفتم من که تعلیقم کجا پاشم برم دانشگاه :)))

بعد رفتم چک کردم دیدم نهههههه 

هنوز راهم میدن به دانشگاه :)))

خلاصه که اینجوری 

 

اها آها آها 

امروز رفتیم فرانسه 

شیرینی فرانسه (نه پس خود فرانسه -.-)

هنوزم خیلی خوشمزه‌س شیرینیاش *.*

 

دیگه شب بخیر 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۰۱ ، ۰۰:۳۸

تحمل بچه‌های اتاقمون لحظه به لحظه داره سخت‌تر میشه 

هعی 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۰۱ ، ۲۳:۳۱

آقا موزیک ویدئوهای Vaundy خیلی زیباست 

یعنی انقدر زیباست که بدون اینکه بفهمی چی میگه بازم می‌فهمی چقدر زیباست 

مال Yuuri هم همینجوریه برام 

سادگی و زیبایی زیادی داره 

همین دیگه 

خواستم بگم 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۰۱ ، ۲۳:۲۳

خداروشکر هروقت یادم می‌ره که بین هوش و شعور هیچ رابطه‌ای وجود نداره 

خدا یه جوری برنامه می‌کنه که خیلی خیلی قشنگگگگ بهم یادآوری بشه 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۰۱ ، ۱۹:۰۶

اون روز داشتیم با مهدیه صحبت می‌کردیم 

که چجوریه که ما نمی‌تونیم مثه بقیه دخترا از این لوس بازیا دربیاریم 

البته خیلی هم چندشه ها 

ولی ما حتی نمی‌تونیم اداشو دربیاریم -.-

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۰۱ ، ۲۲:۰۹

که نمک روی زخم باشین 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۰۱ ، ۲۱:۵۴

یکی اونجا که میگه 

«به جای او به قلب من بزن»

یکی هم اونجا که میگه 

«سفر چرا؟ بمان و پس بگیر»

خیلی زیباست 

 

این عکسه امروز خیلی پخش شده بود 

و خیلی باهاش گریه کردم 

 

 

 

 

پرستو میگه تهش که چی 

بیان بگیرنم 

فقط امیدوارم نگیرنش واقعا 

 

​​​​​​

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۰۱ ، ۱۸:۳۹

خودم می‌دونم دوتا لول داره 

ولی لول دومی خیلی اضافیه 

اینجوری بود که امروز نشسته بودیم بعد یکی از بچه‌هامون گفت تپش قلب دارم و از اون یکی پروپرانول گرفت 

بعد دیدم تو اون جمع چهارنفری 

هرچهار نفرمون یه همچین شرایطی داریم 

و خب می‌خوام بگم این چه زندگیه که یه سری آدم سالم که تازه دغدغه به مراتب کمتری از خیلیا دارن 

وضعشون اینه 

و تو تازه بقیه رو ببین 

...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۰۱ ، ۱۳:۵۵

توی قطارم 

یه دختر دیگه هم هست که شاهرود دانشجوعه و اونم خواهران گیرش نیومده مثه من 

و یه پسر دیگه که اونم به دانشجوها می‌خوره

فعلا مثکه قرار نیس کس دیگه ای سوار بشه و بقیه احتمالا توی نیشابور و سبزوار سوار میشن

خب این اولین باریه که توی کوپه عادی و غیرخانواده‌ام 

تا اینجاش که مشکلی نبوده خداروشکر 

 

آیدا گفت فردا ساعت نه تو لابی دانشکده تجمعه 

که خب من هنوز نرسیدم تهران 

ساعت ۱۲ هم تو صحن تجمعه 

که خب بازم نرسیدم 

یعنی چرا این دومی رو دیگه احتمالا رسیدم خوابگاه 

 

نمی‌دونم کلاس فردام چی میشه

فردا آخرین جلسه غیبتمه 

با احتمال خوبی می‌تونم بگم حداقل ۱۰ نفر میان سرکلاس

و خب حتی اگه دونفر هم می‌بودم اساتید ما فرقی براشون نداره و درس میدن 

 

دیگه اینکه 

خب یکی دیگه هم رسید 

اعع این پسره رو جابجا کردن 

به‌به شدیم زنونه *.*

 

نصف نجات سرباز رایان و توی راه اومدن دیدم 

این نصفه دیگه‌ش هم اگه بشه توی این راه ببینم 

اگه خوابم نبره 

 

آها آها آها 

اومدم بگم می‌خوایم چیکار کنیم 

گفتم اول بذار بشه بعدش ان‌شاءالله میام خبرشو میدم 

 

آرمین هم آزاد شده 

 

قطارم راه افتاد 

 

شب بخیر 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۰۱ ، ۰۰:۲۴