حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

خب من تصمیم گرفتم حداقل یه بارم که شده تعارفو با خودم کنار بذارم هر چی دلم می‌خواد اینجا بنویسم بدون اینکه بخوام به چیزی فکر کنم.

پس احیانا اگه داشتین یه چیزی رو می‌خوندین و گفتین این دیگه چه چرتیه، من شرمندم چون اینا افکار و ردیات ذهن منه :)

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۰۰ ، ۰۰:۲۲

هر وعده که دادند به ما یاد هوا بود 

هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود 

گفتند چنینیم و چنانیم دریغا 

این‌ها همه لالایی خواباندن ما بود 

 

 

بخندین جنابان 

بخندین 

ما خس و خاشاکی بیش نیستیم 

اون آه مظلوم و روز قیامت و پل صراط و اینام همش قصه‌س 

 

هی یاد حرف آقای ج میوفتم

هی با خودم می‌گم که آخه چقدر حقیر و بدبختین

چقدر 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۰۱ ، ۲۲:۱۶

مایی که اینقدر ساده ساده و زودباور بودیم که یه بار دیگه اعتماد کردیم گفتیم درست میشه 

مایی که اینقدر بدبخت بودیم که یه بار دیگه به حرف شما گوش کردیم 

 

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۰۱ ، ۱۸:۴۰

الا بذکر الله تطمئن القلوب 

مگه نه خدا؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۰۱ ، ۲۳:۵۵

من هی با خودم فکر می‌کنم

یه عده آدم که تا حالا پاشون به کلانتری هم وا نشده 

بدون هییییییچ جرمی چند روزه بازداشتن 

هی حالم بد و بدتر میشه 

 

پ‌ن: دارم حس غریبگی و ناامنی نسبت به اینجا پیدا می‌کنم و این اصلا خوب نیس

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۰۱ ، ۱۶:۴۴

دانشجو چیست؟

مسخره بابای رئیس دانشگاه 

 

رد اطلاعیه قبلیتون خشک شد که بعدی رو صادر کردین آخه؟

زشت نیس علاوه بر اینکه خودتونو کور جلوه می‌دین، خنگ و احمق و اسکول هم جلوه می‌دین؟

باز خوبه عقلتون یکم رسیده نگفتین از شنبه پاشین بیاین =))

آها خب الان از اون پشت دارن اشاره می‌کنن که چون قول دادین تا یکشنبه نصف بچه‌ها آزاد میشن گفتین از دوشنبه دیگه بچه خوبی باشیم و بیایم دانشگاه

خداقوت 

دیگه فکراتونو خوب بکنین که ما می‌خوایم بلیط بگیریم پاشیم بیایم 

باز شنبه و یکشنبه بقیه دانشگاه‌ها شلوغ شد یهو نفرمایید که خب همونجا که هستین بمونین فعلا هفته بعد بیاین 

 

ریختن ده نفر دانشجو رو و به جرم تشکیل خونه تیمی گرفتن 

آدم برگاش می‌ریزه 

یعنی از هر جهت نگاه کنی چیز عجیبیه 

یاد 98 میوفتم که می‌گفتن حواستون باشه شب‌نامه پخش نکنن 

اصن یه فضای سورئالیه 

 

اسم استادایی که این بیانیهه رو امضا کردن دیدم 

همونقدر که از دانشگاه امام صادق و صدا سیما امضا کرده بودن (یه نفر) از دانشگاه ما هم امضا کردن 

فوق‌العاده‌اس

 

غزل پیدا نشد که هیچ 

علی هم گم و گور شده 

یعنی من ازشون بی‌خبرم

نگرانم 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۰۱ ، ۲۲:۱۴

فیلترشکنم بالاخره وصل شد 

 

یه حسی بهم میگه غزل هم بازداشت شده 

پیجشو پاک کرده و این خیلی عجیبه 

و خب فکر کنم هنوز حکم قبلیش تموم نشده بود وثیقه‌ش آزاد نشده بود 

نگرانشم و هیچ جایی نیست که بتونم ازش خبردار بشم 

 

کاش حداقل یکی بیاد خبر بده تکلیف رزا چی شده 

آزاد شده یا هنوز بازداشته 

انقدررررر اسم این بشر و هیییییچ جایی نگفتن که یه بلایی سرش بیاد هیچکی خبردار نمیشه 

حتی به انجمن هم که گفتیم گفتن ممنون خبر داریم 

ولی هیچ جایی اسمشو اعلام نکردن 

کاش آزاد شده باشه 

​​​لیست بازداشتیا رو هی نگاه می‌کنم که ببینم آشنا می‌بینم یا نه 

 

تو دلم دارن رخت می‌شورن 

کاش در دانشگاه و باز کنن حداقل 

رختامو برم اونجا بشورم 

 

 

​​​​​​

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۰۱ ، ۰۰:۵۵

خدایی با این اینترنت **** چجوری یه هفته‌س دارین سر می‌کنین 

من یه روزه اومدم خونه دارم دارم دیوونه می‌شم با این سرعتش 

 

هی به زور به فیلترشکن وصل می‌شم میرم تلگرام ببینم خبری اومده از بچه‌ها یا نه 

توییتر هم که کلا نمیره با این سرعت 

از رزا هنوزم خبری نیست 

نمی‌دونم چرا 

ولی حس می‌کنم این اصلا خوب نیس 

رییس دانشگاهی که میاد دروغ میگه من پیگیری کردم اشک آور نزدن می‌خواد بیاد پیگیری وضع دانشجوشو بکنه یعنی 

اون پسر هم داره کور میشه 

به جرم نگاه کردن بیرون از پنجره 

نگران اونم هستم 

حقش نیست 

هیچ جوره 

 

این آهنگی که شروین خونده رو شنیدم 

اشک 

اشک 

اشک 

 

این قسمت 

مرد میهن آبادی

رو که اضافه کردن به

زن زندگی آزادی 

خیلی حس بهتری بهم میده 

 

 

دروغ چرا 

این وسط از همه بیشتر نگران جوادم 

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۰۱ ، ۲۰:۴۰

داشتن هرچیزی لیاقت می‌خواد 

که متاسفانه شما لیاقت کافی برای داشتن یه همچین جوونایی رو ندارین 

لیاقتتون همین دوزاریایین که دور و برتونو پر کردن 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۰۱ ، ۲۰:۰۴

رسیدم خونه

نت و وصل کردم 

و بازداشت شده 

خدا لعنتتون کنه 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۰۱ ، ۱۰:۱۱

وای باورم نمیشه 

چجوری می‌تونین یه نفر که تجمعات رو نفره که هیچ

فحش هم نداده که هیچ

حتی حرف تند هم نزده رو احضار کنین 

چقدر وقیح آخه 

 

فقط امیدوارم فردا وقتی می‌رسم خونه و نتمو وصل می‌کنم مثه قضیه علیرضا همه چی به خیر گذشته باشه 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۰۱ ، ۲۰:۱۹

خب خب خب 

می‌بینم که دانشگاه از ترسش یه هفته دیگه هم تعطیل کرد و 

من دارم میرم خونههههههههههه 

 

پ‌ن: حس خالی کردن صحنه رو دارم هرچند بی‌دلیل

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۰۱ ، ۱۷:۴۲

چرا این برنامهه درست نمیشهههههههههههه 

😭😭😭😭

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۰۱ ، ۱۱:۲۴

من خبر نداشتم علی ازدواج کردهههههههههه 

وای لیلیلیلیلیلیلیلی 

زیبا بودن 

 

این فیلم خداحافظی فدرر (توی توییتره فیلترشکن می‌خواد) رو می‌بینم 

هی های های اشک می‌ریزم 

اون جایی که هق‌هق می‌کنه می‌خواد از زنش تشکر کنه 

هق

 

لپ‌تاپم داره میاد در خوابگاه 

تا ساعاتی دیگه 

دعا کنین درست باشه 

مشکل نداشته باشه 

چون من هیچ جوره بلد نیستم تست کنم ⁦:')

و اینکه نصب چیزای مختلف سخت نباشه 

(وی یک عدد کند ذهن در این مسائل است)

 

دیگه اینکه 

واقعا این حرکت شریف زد رو دست دانشگاه خراب شده ما 

تنها جایی بودن که تعطیل نشدن 

و ورود به دانشگاه آزاد بود 

و تو که داری می‌بینی که فراخوان برای تجمع اومده 

و می‌دونی که تجمع داخل دانشگاهیه و قرار نیس بره بیرون 

با این حال 

انقدر آشغالی که در دانشگاه و باز می‌ذاری تا بیان بچه‌هاتو اینجوری ببرن 

 

یکم از تمرینامم نوشتم ⁦:')

همینا دیگه 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۰۱ ، ۱۶:۴۹

اه 

همه جا که تعطیله 

دانشگاهم که زدیم تعطیل کردین 

بیرونم که نمیشه رفت 

حداقل پول بدین ما برگردیم خونه مون دیگه 

من می‌خوام برم خونهههههههههه 

تازه غذا هم که نمی‌دین روزای تعطیل

اه 

اه 

اه

حوصله ام سر رفتههههههههههه 

یکی بیاد این تمرینای منو بنویسهههههههه 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۱ ، ۲۲:۴۵

این روزا شاید دیده باشین هشتگ که می‌زنن می‌نویسن برای فلان چیز 

برای یه بغض فروخورده که هرکسی حسش کرده 

من میگم برای اشکای من 

که حتی همین الانم دارن میان 

که فقط کافیه فکر کنم به مهاجرت تا سرش باز بشه و اینجا دریا بشه 

که برای تک‌تک کسایی که رفتن و من می‌شناختم و نمی‌شناختم جاری شدن 

برخلاف شما که به یه ورتونم نبود 

که دوباره یادم بیاد قیافه احمدی‌نژاد و وقتی شمقدری رفت میکروفون گرفت جلوش که هفته پیش یکی از بچه‌های شریف خودکشی کرده خبر داری اصن؟

که هنوزم نتونستم کنار بیام با تنهایی مامان بابام 

که کاش وطن جایی برای ماندن بود 

 

چی میشه؟

نمی‌دونم 

اصن چیزی میشه؟

نمی‌دونم 

اصن به عمر ما قد میده؟

نمی‌دونم 

اصن چیزی هم بشه چیز خوبی میشه؟

نمی‌دونم 

کسی چمیدونه 

شاید خوب شد 

شایدم نشد 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۱ ، ۱۴:۵۹

اره دیگه تیتر خیلی نخ‌نما شده 

ولی خب مغزم به چیز دیگه‌ای نمی‌کشه فعلا 

 

خب تابستون 

امتحانی پایانترم قبلی تا وسطای تیر 

برگشتن به مشهد و فهمیدن اینکه نبودم دزد اومده خونمون و جارو کرده 

کلی فحش نثار آدما کردن 

رفتن به شمال 

برگشتن به مشهد و دعوا برای رفتن به کارآموزی‌ 

رفتن به کارآموزی‌ توی بیمارستان ۱ 

اعصای خوردی فراوان 

رفتن به کارآموزی‌ توی بیمارستان ۲

ماجراهای فاطمه و مجید 

ماجراهای اون پسره -.-

تپش قلب فراوان 

بی‌خوابی و بدخوابی 

گزارش‌نویسی و اصلاح اون کتابه

بردن داداش به دانشگاهش 

رفتن خودم به دانشگاهم

 و درنهایت 

شلوغی و شلوغی و شلوغی 

 

بدک نبود 

راضیم 

 

پ‌ن: یادمه هنوز پست تولدمو نذاشتما ولی حالشم ندارم بذارم فعلا 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۰۱ ، ۲۳:۴۰

اینکه بیدار شدم و دیدم زهرا پیام داده داداششو آزاد کردن 

وای خدایا شکرت 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۰۱ ، ۰۹:۲۵

بابام زنگ زد 

نتونستم خودمو نگه دارم دیگه 

گفتم داداش زهرا رو گرفتن 

اصن اینو نمی گفتم خفه می‌شدم 

خیلی نگرانشم 

هرچند با اون خیلی کاری ندارن حدس می‌زنم 

نهایتا ستاره‌دار میشه 

حبس فکر نکنم بتونن براش ببرن 

دوست دارم بیشتر با زهرا حرف بزنم ولی خب چون خیلی وقته حرف نزدیم گفتم شاید راحت نباشه 

 

ولی دیگه نگفتم که رزا رو ظهر از در خوابگاه کردن تو ماشین بردن 

سه نفر هم مفقودی داریم 

تازه این فقط خوابگاه ماس 

بقیه جاها چه خبره خدا می‌دونه 

 

عصری مهشید کلی اشک‌آور خورده بود به زور پرید تو خوابگاه 

یعنی انقدری که امروز اشک‌آور حواله کوچه ما کردنا 

می‌شد باهاش یه لشگر زمین زد 

 

مثه زندونیاییم 

اعصابم خورده نمیشه جایی رفت 

اکثر گاردا قیافه‌شون می‌خورد سرباز باشن 

زندگی خیلی عجیبه واقعا 

کی می‌دونه تو مغز اونا چی می‌گذره 

این که میگن تاریخ قضاوت می‌کنه و اینا هم چرته 

چند نفر از اونایی که تاریخ و می‌نویسن خبر دارن واقعا چه اتفاقایی میفتاده 

کاش خدا یه چیزی می‌ذاشت که مثلا همه افکار یه آدم بعد از مرگش تبدیل به کتاب می‌شد که بقیه آدما بتونن بخونن 

البته طرف بی‌آبرو می‌شه 

ولی خب خیلی چیز جالبی می‌شدا 

به نظرم حتی جالب میشه که افکار یه سری آدم رندوم عادی که یه زندگی معمولی دارن و خوند 

یعنی برای من که روزمره‌خونی دوست دارم جالب می‌شد 

 

عنوان و گذاشتم غرغر

ولی خیلی غرغر نکردم خدایی 

ولی حوصله‌ام سر رفته 

با اینکه کلی کار دارم که انجام بدم 

ولی دست و دلم به کار نمیره 

 

چقد طولانی شده امشب 

عصر از جلوی گودو رد می‌شدم 

دیدم آینه‌ش شکسته 

دلم ریخت 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۰۱ ، ۲۲:۲۴

داداش زهرا رو ظهر اومدن خونشون گرفتن 

وسایلاشم بردن 

فقط برای بیانیه 

 

الانم اومدن دم در خوابگاه 

یکی از بچه‌های ما 

که هنوز معلوم نیس کی بوده رو گرفتن 

با ماشین شخصی 

پسره انقد دارد تو کوچه که گلوش پاره شد 

اتیش گرفته بود انگار 

هیچکی نزدیک نشد 

 

دست چپم بی‌حس شده یکم 

نگران زهرام 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۰۱ ، ۱۵:۳۰

اره دیگه

اومدم با نت پرسرعتمون شوعاف کنم بگم دلتون بسوزه 

ای بابا دیگه 

ما قشر خاص همیشه اینترنتمون پرسرعت بوده 

همون ۹۸ هم مال ما زودتر وصل شد 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۰۱ ، ۲۳:۱۹