حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

حرفای خود خود من

تلاش مذبوحانه من در راستا بیرون اومدن از غار تنهایی

۴ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

عرضم به خدمتتون که 

رفتیم تهران 

به کوب 

رسیدیم دیگه دلم می‌خواست از سردرد سرمو بکوبم تو دیوار 

بعد اومدیم یه غذا کوفت کنیم که اسنپ و تپسی جفتشون تمام تلاششونو کردن که من گوشیمو پرت کنم تو دیوار 

خلاصه ساعت ده و نیم تونستیم یه ساندویچ مزخرف و کرون که ارزششون نداشت کوفت کنیم 

تو راه هم بودیم که دانشگاه‌ها رو مجازی کردن 

ادارات هم گفتن به دلخواه کارفرما می‌تونن دورکاری کنن 

گفتم حالا بذار صبح ببینم هستم یا نه 

از هفت و نیم شروع کردم زنگ زدن 

هشت دیگه دیدم آموزش کل بر نمی‌داره زنگ زدم عباسی 

اون جواب داد گفت ما که هستیم اونا ولی شاید نباشن 

دیگه گفتیم حضوری بریم که هنوز راه نیافتاده بودیم اونا هم جواب دادن و گفتن آره هستیم 

رفتم دانشگاه و جایی که کار داشتم دیدم درقفله :/

ولی از داخل صدای حرف زدن میاد :/

هرچی در می‌زدم ولی هیچکی جواب نمی‌داد :///

بعد رو در زده بود ساعت کاری ۸ تا ۱۳ 

هی به ساعتم نگاه می‌کردم که ساعت نهه هی زنگ می‌زدم به تلفن می‌دیدم زنگ می‌خوره و صداش میاد 

حتی صدای آدمای داخل هم میاد ولی نه کسی جواب میده نه تلفن و برمی‌دارن://

تا اینکه یکیشون با یه اتاق دیگه کار داشت در و باز کرد اومد بیرون 

و زنیکه نکبت گفت تعطیلیم برو 

منم بر و بر نگاش کردم 

رفت برگشت گفت میگم تعطیلیم نمی‌بینی هیچکی نیس 

گفتم گفتن دور کار نگفتن تعطیل شما هم که اومدین 

گفت نه ما اومدیم کارای عقب مونده مونو بکنیم 

رفتم پشت سرش تو اتاق 

و هر فلمینگ یه نفرشان اومده بودن و تو اتاق بودن ولی در و قفل کرده بودن که کار نکنن 

گفتم من ۱۲ ساعت تو راه بودم تا رسیدم 

یکی دیگه‌شون گفت مگهههه اخبااار نمی‌بینی تعطیله 

گفتم گفتن دورکاری نگفتن تعطیل 

اون نکبت دیگه (خیلی دارم تحمل می‌کنم فحشای تو ذهنمو رقیق کنم و اینجا ننویسمشون) گفت ولش کن باهاش بحث نکن بگیر مدرکشو 

بقیه نیستن که کارشو راه بندازن 

برای انجام وظیفه‌ش هم منت می‌ذاشت عنتر 

بعد یه دختره دیگه اومد تو 

اونام زدن به کولی بازی که وااااای اینجوری نمیشه 

در و قفل کنین الان یکی یکی می‌خوام بیان :///

کاش بمیرن 

دختره بدبخت اومده بود می‌گفت این مدارکمو یه نگاه بکنین اگه چیز دیگه هم لازمه بگین همین الان برم بیارم 

اگه امروز کارم راه نیوفته و مدرکمو ندم برای ترجمه به ددلاینم نمی‌رسم 

زنیکه نکبت گفت باشه برو الان کار دارم 

بعدم بدبخت هرچی گفت من عجله دارم یه نگاه بکن به اینا 

گفت برو بیرون. هر موقع نگاه کردم اگه چیزی کم بود خبر میدم :/

بعدم که جفتمونو انداختن بیرون 

گفت برو دیگه کارتو کردم 

بعدش یه دختره با مامانش اومد 

هرچی در زدن در و باز نکردن کثافتا

فرداش تو راه برگشت بودم عباسی زنگ زد گفت برات تایید نکردن 

گفتم دیروز اونجا بودم 

گفت خب نزدن برات زنگ بزن بگو برات تایید کنن 

یک ساعت تمام بههردوتا خط اون دفتر کوفتی که ان‌شاءالله هرچه زودتر خراب شه رو سر اون سه تا عنتر عقده‌ای زنگ زدم و جواب ندادن 

با اینکه مطمئن بودم هستن 

شانس آوردم فاطمه دانشگاه بود به اون گفتم رفت 

اونم رفته بود می‌گفت به زور رفتم تو و بعدشم دوباره من و انداخته بیرون و در و قفل کردن 

بعدم به دروغ گفته نه من همون دیروز تایید کردم 

زنگ زدم به عباسی 

گفت اگه تایید کرده بود که من مرض ندارم زنگ بزنم بهت الان تازه تایید کرده 

یعنی اون دیروز که مدرک منو گرفت حتی نکرده یه دکمه بزنه و الکی منو یه روز علاف کرده زنیکه مریض 

خلاصه که کارای پرداختشو کردم و شصت و یک میلیون وجه رایج مملکت دادم که مدرکمو آزاد کنم 

الآنم دوباره کارم گیر همون سه تا نفله‌اس و معلوم نیست چقدر لفتش بدن 

 

الان دیگه رسیدم به مرحله‌ای که باید به استادم بگم ریکام میدی یا نه 

و اگه بگه نه بدبخت میشم 

و از اون سخت‌تر اینه که به رئیس شرکتمون بگم ریکام می‌خوام 

چون تا حالا یه دونه چت هم نداشتیم با هم 

فقط امیدوارم وقتی به حسابدارمون میگم مگه خودت بهش پیام بده بگو 

بگه باشه بهش میگم ببینم چی میگه 

هرچند حتی نمی‌دونم به اون چجوری بگم 

تو ایده‌اش این بود که من دارم مثلاً زبان می‌خونم که برم دبی پیش اونا 

فعلا قراره شنبه ناهار بدم که یکم نرم بشن 

و اینکه نمی‌دونم ایمیل شرکت درسته یا نه 

چون قبلاً یکم خراب شده بود 

که اگه خراب باشه بازم بدبخت میشم 

آه

 

بعد اینکه اون پروگرم مورد علاقه رفتم دیدم یک گراندش گفته حداقل ۶۰ واحد کامپیوتر ساینس پاس کرده باشی :)

واقعا جالبه 

وقتی اینجا می‌نویسم اتو کارکت گوشیم به شدت خنگ میشه

خلاصه فعلا رفتم یه کورس پردازش تصویر پزشکی از دکتر رهبان و می‌بینم 

البته که مدرک و هیچی ندارم چون تو آپاراته

و کورسای مکتب خونه هم خیلی گرون بودن 

ولی خب گفتم بذار اینو اضافه کنم شاید بتونم یکم قانعشون کنم 

مشکل اینه که خب واقعا من پایان‌نامه‌ام تو حوزه‌ای نبود که دوست داشتم 

چون فقط می‌خواستم با یه استادی برش دارم 

و کارم هم بازم چیزی نیست که دوست دارم 

چون کار دیگه‌ای پیدا نمیشد/نمیشه برام 

و خب نمی‌تونم اینا برای اونا رو توضیح بدم تو انگیزه‌نامه‌ام

صرفا داشتم فکر می‌کردم که بگم من دوست داشتم حوزه‌های مختلف تجربه کنم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که این مسیر برام بهتره 

هرچند فکر نکنم خیلی روش منطقی باشه 

صرفا اگه یکم شانسم بهتر بود و اون پروگرمی که مستقیما مال پردازش تصاویر پزشکی بود امسال فاندش جور می‌شد می‌تونستم اپلای کنم به جای اینکه برای اینی که به طور کلی برای پردازش تصویره و خب منطقیه که بک گراند کامپیوتری بخوان وضعم خیلی بهتر بود 

آه 

 

همینا دیگه 

امیدوارم موفق بشم تو روند ریکام گرفتن و از استرس نمیرم :)

 

آها 

با یه دختره هم حرف زدم که اون پروگرمش تموم شده بود و داشت برای پی‌اچ‌دی اقدام می‌کرد 

خیلی مهربون بود و کمکم کرد 

اسمش کیمیا بود 

و بهم گفت که مهم نیست اگه کشورای پارتنرت مزخرفن 

یعنی تاثیری توی ارزش مدرکت نداره 

ولی خب انقدر مزخرفه که پورتالش حتی اطلاعات قدیمیتو سیو هم نمی‌کنه و یه دفعه‌ای باید همشو پر کنی و بدی بره :)

آها نگفتم که اونم باز شد اپلیکیشنش 

حالا وقتش زیاده 

اولین ددلاینی که دارم برای ۳۱ دسامبره 

انگیزه‌نامه‌شو پر کردم و فقط مونده قسمت ریکام و مدارک 

این دارالترجمه‌ای هم که دادم مزخرف بود 

رشته‌مو ترجمه کرده بود مکانیک :/

حتی حواسم نبوده و توی ترجمه مدرک موقتم دوبار نوشته hold of 

یا نوشته polytechnics

مدرکمو گرفتم یه روز بیشتر تهران می‌مونم می‌دم گدار احتمالا همونجا ترجمه کنه 

فقط نمی‌دونم این کد صحت و چیکار باید بکنم و چقدر طول می‌کشه

 

خب دیگه من برم دستشویی 

دارم می‌ترکم 

 

 

 

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۰۴ ، ۱۲:۵۶

دیروز به بابام میگم زنگ بزن فردا به فلانی ببین جمعه و شنبه می‌تونم برم پیششون

بعد بابام چیکار کنه خوبه 

میگه خب کی بریم؟ برییییم؟

میگم کاری داری تهران 

میگه نه من فلانی رو یه روزه بردم و برگردوندم تو رو هم می‌برم 

حالا اون فلانی یه آدم مریض و دیوانه‌اس که حتما یکی باید باهاش باشه کنترلش کنه و خودش گفته بود یکی باهام بیاد 

بعد منو با اون مقایسه می‌کنه 

بعدم که گیییییییییر که حالا چرا می‌خوای بری الان مدرک تو آزاد کنی برنامه‌ات چیه

گفتم نمی‌گم چون هرچی میشه تلفن می‌گیرین دستتون به همه میگین 

اعصابم مثه سگ خورده 

الان می‌خواد بکوب منو ببره تهران صبح تا شب دهنمون تو ماشین سرویس بشه 

که من تنها با قطار نرم 

انگار نه انگار من سه سال اونجا خودم دانشجو بودم و می‌رفتم و میومدم 

میگم اصلا جا هم نخواستم می‌رم خونه دوستام 

میگه خوابگاه؟

میگم نه مگه دانشجوعن که خوابگاه داشته باشند. خونه گرفتن 

کم مونده بود بگه دیگه چه بدتر 

میگه نههههه چرا بری خونه مردم 

وای 

وای 

عین بقیه‌ کاراش می‌مونه 

میگی برو سیب بخر 

می‌ره خیار می‌خره 

میگم ببین می‌تونی برام جا بگیری 

میگه کی بریم

وای خب شاید من بخوام برم با دوستام بیرون 

چطور داداشم بود مشکلی نداشت 

من ولی انگار بچه دوساله‌ام باید ببرن بیارنم 

بعد مامانم میگه ها به من بگو برنامه‌ات چیه یکم فشار از روت کم بشه 

بابا شما خودتون فشارین با این کاراتون 

بعدم میگه نهههههه من فقط به مامانی گفتم یه آزمونی داره 

میگم مگه من کرم نمی‌شنوم دو سه بار هی توضیح دادی آزمون زبان داره باز اون پرسیده مگه کلاس می‌ره چی و چی و چی 

بعد میگه نههههه خب اون یادش نمی‌مونه اصلا 

باز خدا رحم کرده من خاله ندارم 

اه

اعصابم خورده 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۰۴ ، ۱۳:۵۹

آره دیگه 

به همین سرعت خوشحالیم برای نمره‌ام تموم شد :)

به سارا پیام دادم برای آزادسازی مدرک و اینا 

گفت من خیلی یادم نیس سنا تازه انجام داده به اون بگو 

گفت دو هفته طول می‌کشه 

گفت بیشتر تمرکزش روی کاناداس 

بعد از من پرسید 

گفتم اروپا 

گفت دو سه هفته قبل از رو دوچرخه افتاده و تاندون دستش داره شده و شانس آورده عمل نخواسته و با همون وضع ایلتس داده 

نتیجه می‌گیریم که خدا رو بابت وضعمون شکر کنیم 

دوباره رفتم پروگرمای مدنظرم و جدا کنم 

و واقعا غم انگیز بود 

دوتاش واقعاااااا فیت منه و واقعا دوستشون دارم 

یکی از اون دوتا گفته برای 2025 دانشجو نمی‌گیریم و برای 2026 درحال مذاکره‌ایم 

احتمالا که به جایی نرسیده چون آپدیت نکردن سایتو 

ولی بازم ایمیل زدم و گفتم چه خبر درست نشد؟

اون یکی هم اونیه که یه سال اولش تو اسرائیله 

به اونم ایمیل زدم ما با اونا رابطه نداریم جای دیگه میشه پای کرد اینا رو یا نه 

پس این اروپاییا مثلاً فلسطین دوست چرا تا حالا بهش اعتراض نکردن 

آه

یکی دیگه هم هست که اونم فیت منه 

هرچند مورد علاقه‌ام نیست خیلی 

ولی خب بازم حداقل شرایطشو بیشتر دارم 

اونم امسال نمی‌گیره و چیزی هم راجع‌به مذاکره نزده که بخوام امیدوار بشم و ایمیل بزنم 

و اما یه گزینه دیگه هم هست که اونم خیلی فیته منه ولی مورد علاقه‌ام نیس

و دلیلشان که گفتم 

اینه که توی رومانی و صربستان و یونانه 

نمی‌دونم ارزش داره رفتن به اینجاها یا نه 

درسته اعتبار مدرکش میگن خیلی بالاست 

ولی آیا در این کشورها هم بالاست؟

عوضش چندتا پروگرم دیگه هست که دوستشون دارم و خب اونا ظاهراً یکم با بک‌گراند من مشکل دارن 

آه 

کاش اون یاروها جواب ایمیلمو بدن بگن بلهههه 

هم دوباره برنامه رو تمدید کردیم 

هم می‌تونی بری تو یکی دیگه از کشورهای پارتنر سال اولتو بگذرونی 

یا آنلاین حتی 

آه 

یا دیگه حداقل این یکی از نسبتا فیت‌های مورد علاقه‌ام قبولم کنن 

هفته دیگه حتما باید برم تهران 

حالا بابام بیاد 

بهش بگم 

باید پول خرید مدرکمم جور کنم 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۶:۵۱

فکر می‌کردم دیروز میاد نتیجه‌ام 

به خاطر همین تا صبح نخوابیدم

البته که با همکاران رفته بودیم بولینگ و کمرم درد گرفته بود هم بی‌تاثیر نبود 

دیگه مطمئن بودم امروز که بیدار شم اومده نتیجه‌ام 

صبح بیدار نمی‌شدم 

تا بالاخره ساعت یازده به زور گرفتن پاشو دیگه 

اینترنتمو که روشن کردم دیدم ایمیل اومده که نمره‌ات حاضره

ولی نگاش نکردم 

گفتم باشه ظهر وقتی همه خوابیدن 

که خواستم گریه کنم راحت باشم 

هی به موتیف ایمیلش نگاه می‌کردم و جرات نمی‌کردم 

دیگه بالاخره بعد ناهار هرکس رفت یه وری 

منم اومدم تو تختم و رفتم نگاه کنم 

اول اوورال و دیدم که نوشته 100

گفتم احتمالا رایتینگ 25 شدم اسپیک 17

اومدم پایین‌تر 

و وای باورم نمیشه 

اسپیک 21 و رایتینگ 22

اصلا مهم نیس که رایتینگ کمتر از اونی شد که فکر می‌کردم 

یا اسپیک بالای 22 نیس 

همینکه جفتشون بالای 20عه راضیم 

خدایا شکرت 

حالا باید به فکر تهران رفتن و آزادکردن مدرکم باشم 

و کلی sop 

ولی باورم نمیشه 

دیگه اون پک کیکو که سفارش‌گیریش تموم شد 

ولی به جاش ماسک مو می‌گیرم 

 

استادم هم پیام داد که ارائه مقاله‌ام خیلی خوب بوده

هرچند تهش برگزیده نشد 

و پایان‌نامه‌ام هم برگزیده نشد 

به جاش یکی از پایان‌نامه‌های دکتر جعفری رو انتخاب کرده بودن 

هرچند به نظرم نامردی بود که تو بخش کارشناسی همه گرایشات رو با هم درنظر گرفته بودن 

حالا 

مهم نیس 

 

تو این چند روز تنها چیزی که باعث می‌شد یکم سرم گرم باشه این بود که بورد های جدید رسیده بود و داشتم مونتاژ می‌کردم 

با چشمی که توش پره اشکه مونتاژ واقعا فوق‌العاده میشه :)

 

الآنم باید کار کنم رو نحوه شر و ور تفت دادن و ربط دادنم کارام به چیزایی که بهشون ربط نداره :)

 

باورم نمیشه چیزی که یه سال متوالیه جزو اهداف کلی سالم بوده رو بالاخره انجام دادم 

 

باتشکر از هرکی که برام دعا کرد 

با همین فرمون ادامه بده لطفاً :)

 

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۴ ، ۱۶:۰۶