دوستی و ویدئو
چند روز پیش دیدم یکی تو توییتر نوشته دوست چند سالهمو به خاطر این جریانات اخیر بلاک کردم و چند تا هم فحش بارش کرده بود
یکی دیگه هم نوشته بود خواهرم بلاکم کرده
و خب یاد ح افتادم تو خوابگاه و ۴۰۱
ح آدمی بود که خیلی خوب حرف میزد
مثلاً برخلاف من که همدردی بلد نیستم بکنم اون خیلی خوب بلد بود
حالا کاری به یه سری کاراش ندارم
ولی خب همین توانایی حرف زدنش باعث شده بود که برای همه افراد اتاق بهترین همدرد حساب بشه
با مثلاً من خودم هیچوقت برای همدردی سراغش نرفتم ولی تنها کسی بود تو اتاق که پای تهران گردی بود
۴۰۱ میم خیلی تند بود
در واقع میم همیشه تنده
حتی وقتی با ک کات کرده بود ک به دوست مشترکشون گفته بود میم خیلی تنده و عصبانی که میشه نمیذاره یه کلمه حرف بزنم و رگباری هر چی میاد میگه
معتقدم اگه میم ۴۰۱ تو اتاق نبود میتونستیم بازم با ح ادامه بدیم و بعدش برگرده به اتاقمون
ولی نه میم میتونه جلو دهنش و بگیره و نه ح به اونقدر آزادی بیان عقیده داشت
و خب این با وجود همه اون اتفاقات بازم به نظرم حیفه
این پرپر شدن دوستیا برای یه مشت آدمی که مطمئننا تا آخر عمرشون حتی اسم ما به گوششون نمیرسه حیفه
حالا نه اینکه دوستیا از جون آدما عزیزتر باشه
نه
ولی کلا اگه ما تو یه گوهدونی دیگه بودیم با احتمال بالایی هیچ وقت این چیزا رو تجربه نمیکردیم
مامانم در حالیکه بهش با تاکید فراوان گفته بودم که چون میرین به همه میگین من بهتون نمیگم دارم چیکار میکنم
و چندبار گفته بود که نه نه تو بگو من به هیچکی نمیگم
داشت به داییم مثلاً با یه صدایی که فکر میکرد من نمیشنوم میگفت آره فک کنم میخواد بره ایتالیا چون اون دوستش رفته ایتالیا -.-
سرچ کردم تو اینترنت نوشته بودن جای خوبیه -.-
پریروز یکی از پروگرمایی که یه هفته پیش اپلای کردم پیام داد که مرحله اول و پاس کردی و حالا برای مرحله دوم دوتا رفرنس بده و یه موتیویشن ویدئو چهار دقیقهای
و فقط تا چهارشنبه وقت داره
اینجوری شد که بالاخره پیام دادم به حسابدار گرامی که ریکام میخوام
هرچند قبلش چندتا جا خودم فرستاده بودم چون مستقیم نمیخواست خودشون بفرستن
گفت اوکی بفرست متنتو بدم دکتر اوکی داد اوکیه
و بدبختی اصلی اون موتیویشن ویدئوعه
خدای من
متنش رو تقریبا نوشتم الان ولی فک کنم برای ضبط و ادیتش یه روز کامل مرخصی بگیرم
احتمالا برم کافه محبوبم و اونجا ضبط کنم
فک کنم ساعتها زمان ببره
یه دونه یه دقیقه هم برای یه جا دیگه باید ضبط کنم ولی اون هنوز زمان داره
تا حالا ویدئو ادیت نکردم
امیدوارم سخت نباشه
اگه امروز این متنشو کامل کردم شاید فردا مرخصی گرفتم
البته نمیشه فردا
احتمالا پس فردا
آه
حرف زدن سخته
ضبط کردنش و گوش دادن به صدای خودت و نگاه کردن به قیافه خودت و ادیت کردن باید فاجعه باشه
برم متنمو ادیت کنم
بعداً نوشت: اینو یادم رفت بگم که
پسردایی بابام داره ازدواج میکنه
خیلی خوشحال شدم براش
بچه بزرگ بود و دوتا خواهراش ازدواج کرده بودن و خودش هم فک کنم الان نزدیک ۴۰ باید باشه
خیلی با مدل خانوادهشون که مذهبی بودن حال نمیکرد و معمولا هم توی جایی باهاشون نمیومد
بعد اینکه باباش هم فوت کرد دیگه حس میکردم دروازههای بختش بسته شده
ولی الان خبر دادن به مامان بزرگم اینا که بیاین بله برون داریم
دیروز هم کلی چک و چونه زدیم با بابابزرگم که این بچه بابا نداره به عنوان بزرگ فامیل پاشو برو تهران دیگه
امیدوارم راضی شده باشه و الکی نگفته باشه باشه